موفقیت، کلمه آشناییست، این‌طور نیست؟

“سعی کن در زندگیت آدم موفقی بشی. سعی کن مثل فلانی در کارت به موفقیت برسی. ببین دوستت چقدر موفقّه و دل پدر و مادرشو شاد کرده؟ تو چیت از اون کمتره که اون این همه تو زندگیش موفقه و تو با این همه امکانات نیستی؟”

عبارات آشنایی‌اند، این‌طور نیست؟ آیا تا به‌حال برای شما اتفاق نیفتاده‌اند؟ صادقانه، برای خیلی از ما این‌طور بوده است. حداقل من شخصاً آن را بار‌ها در زندگی تجربه کرده‌ام. آیا واقعاً موفقیت مهم‌ترین چیز در زندگیست و همه چیز زندگی در موفقیت خلاصه می‌شود؟ جدای از مهم بودن یا نبودنش، آیا اصلاً موفقیت خوب است یا نه؟ به جرأت، کمتر کسی را می‌توان یافت که حتی یک‌بار هم که شده طعم شیرین موفقیت را چشیده و از آن لذت نبرده باشد. پس چرا شنیدن این کلمه، نه تنها حس خوبی در بیشتر ما ایجاد نمی‌کند، بلکه حتی سعی می‌کنیم یا سریع‌تر بحث را عوض کرده یا آن مکان را ترک کنیم. به نظر می‌رسد مشکل در خود موفقیت، بود یا نبود آن، و حتی خوب یا بد بودنش نیست. اگر لذت‌بخش است، که هست، پس چرا این همه حس متضاد در آن نهفته است؟ شاید چالش اصلی در راه رسیدن به موفقیت است و نه خود موفقیت.

موفقیت تصادفی و غیرقابل پیش‌بینی است

به قول دَن نوریس در کتابش خلق یا نفرت “موفقیت تصادفی و غیرقابل پیش‌بینی است و هیچ اصل یا نقشه از پیش تعیین شده‌ای برای آن وجود ندارد”. به همین دلیل او به صراحت می‌گوید: “به جای نوشتن کتابی درباره موفقیت، کتابی درباره چگونگی خلق بیشتر نوشته‌ام”.

آیا تا به‌حال به این فکر کرده‌اید که تفاوت افراد موفق و ناموفق در چیست؟ آیا برای موفقیت باید ضرورتاً در کاری یا چیزی خوب باشیم؟ شاید نه، و شاید اصلاً این مسئله مهمی نیست. حتماً در اطرافتان آدم‌هایی را دیده‌اید که در چیزی یا کاری آنقدرها هم خوب نیستند، و یا حتی به خوبی شما هم نیستند، اما به‌سادگی و خیلی پیشتر و بیشتر از شما و دیگران به موفقیت رسیده‌اند. به راستی چرا؟ شاید بسیاری از ما در خیلی از چیزها، خوب که چه عرض کنم، بی نظیریم. شاید بیشتر از افراد موفق هم تلاش کرده‌ایم. پس چرا با این همه به موفقیت نمی‌رسیم ؟ کجاست این همای سعادت که بر بام ما نمی‌نشیند؟ حتماً یک جای کار ایراد دارد. دَن معتقد است “حتی خود افراد موفق هم نمی‌دانند چگونه موفق شده‌اند. اگرچه اکثرشان آن را ناشی از تلاش زیاد بدانند ولی در حقیقت این‌گونه نیست.

قصه مرغ و تخم‌مرغ

علل و عوامل موفقیت هر چه که باشند، فقدانشان رکود، توقف، تسلیم شدن، و در یک کلام دست به کار نشدن را به همراه می‌آورند. شاید در نگاه اول تفاوت مهم افراد موفق و ناموفق ، شور و اشتیاقشان در دست به کار شدن باشد. کم کم داریم به قصه مرغ و تخم مرغ وارد می‌شویم.ابتدا باید موفق بود تا پرتحرک شد یا بالعکس؟

برای یک لحظه هم که شده به گذشته فکر کنید. آیا در گذشته کاری بوده که از انجامش ترس و تردید به خود راه داده باشید، و الان بعد از گذشت چندین سال خودتان را سرزنش کنید که شاید همان کار می‌توانسته عامل موفقیتتان در آینده باشد. دَن نوریس در کتابش خلق یا نفرت می‌گوید: “برای موفق شدن باید دست به کار شد، حتی اگر استعداد ویژه‌ای نداشته باشید. هیچ چیز بی‌نقضی وجود ندارد، مهم دست به کارشدن ماست، دست به کار شدن بهتر از انتظار برای رسیدن زمان انجام کامل کار است”. او می‌گوید “من نمی‌توانم راه موفق شدن را به شما نشان دهم اما تنها چیزی که درباره افراد موفق می‌دانم این است که آن‌ها دست به کاری می‌زنند.”

معما چو حل گشت آسان شود

به نظر می‌رسد مشکل این نیست که راه موفقیت چیست و چگونه باید موفق شد. مشکل این است که برای موفقیت باید دست به کار شد. اما چرا دست به کار نمی‌شویم؟ دَن معتقد است همه مشکلات زیر سر موجودی بی سر و صدا اما دردسر ساز به نام “نفرت” است. او می‌گوید نفرت همان چیزی است که دائم از درونمان درگوشی و بی صدا به ما می‌گوید نمی‌توانی، نمی‌شود، نکن، نرو، …. او معتقد است نفرت از روز اول در زندگی ما نبوده است، بلکه ما به آن اجازه ورود و حضور داده که به مرور زمان شکل گرفته، و روز به روز قدرتمندتر شده تا جایی که امروز زمام همه امور را به دست گرفته است. نفرت آن چیزی است که آهسته و بی سر و صدا من و مای مملو از خلق، تحرک، شادی، و موفقیت را به انسانی گوشه‌گیر و بی‌تحرک تبدیل می‌کند.

تا می‌توانید خلق کنید

دَن در کتابش -که کتابی عملی و نه کتابی حجیم و سنگین دانشگاهی است- در ابتدا راه‌های عملی شناخت نفرت و زمان‌هایی که سر و کله‌اش پیدا می‌شود را به ما نشان می‌دهد. به گفته او، اول باید متوجه حضور نفرت شده و آن را پذیرفت. دَن با اشاره به انواع مختلف نفرت و نحوه تشخیص آن‌ها، معتقد است “هرجایی که در آن، بهانه‌ای برای کوتاهی در دست به کار شدن وجود دارد، نفرت هم آنجاست”. دَن سپس با راه کارها و تمرین‌های عملی به خواننده می‌آموزد چگونه باید هر چه بیشتر دست و پای نفرت را در زندگی بسته و خلق را جایگزین آن نمود. خود‌شناسی و خود‌آگاهی؛ قدردانی و حق‌شناسی؛ و بسیاری از موارد دیگری که دَن در کتاب به آن‌ها اشاره می‌کند راه‌هایی بسیار موثر در غلبه بر نفرت و رشد خلق هستند. در کتاب تمرین‌های بسیاری برای تقویت عوامل خنثی کننده نفرت و رشد خلق ارائه شده‌اند. کتاب همچنین به راه‌های خلاق‌تر شدن می‌پردازد.

پس راه عبور از چالش موفقیت و راه‌های حصول به آن، دست به کار شدن است. با این بنزین سبز می‌توان موتور پیشروی به سوی موفقیت را به حرکت درآورد. دَن هدفش از نوشتن کتابی کوتاه در زمینه تقابل خلق یا نفرت را تنها ایجاد شور و اشتیاق در مخاطب برای خلق چیزی در همین امروز می‌داند و معتقد است این می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت شود. شعار او این است:

تا می‌توانید خلق کنید.

منبع: کتاب خلق یا نفرت

نوع محتوا: اقتباسی

تولید کننده محتوا: کانون محتوا به سفارش کانون ترجمان

“استفاده از این محتوا با ذکر منبع آن بلامانع است.”

نویسنده: |۱۳۹۷-۱۲-۶ ۱۳:۱۸:۴۷ +۰۳:۳۰۲۹ آذر ۱۳۹۷|انگیزشی|بدون ديدگاه

درباره نویسنده :

ثبت ديدگاه

This Is A Custom Widget

This Sliding Bar can be switched on or off in theme options, and can take any widget you throw at it or even fill it with your custom HTML Code. Its perfect for grabbing the attention of your viewers. Choose between 1, 2, 3 or 4 columns, set the background color, widget divider color, activate transparency, a top border or fully disable it on desktop and mobile.

This Is A Custom Widget

This Sliding Bar can be switched on or off in theme options, and can take any widget you throw at it or even fill it with your custom HTML Code. Its perfect for grabbing the attention of your viewers. Choose between 1, 2, 3 or 4 columns, set the background color, widget divider color, activate transparency, a top border or fully disable it on desktop and mobile.